محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

94

كتاب الجغرافية ( فارسى )

فرموده : وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ « 1 » ، و چنان‌چه شخص از دهانهء چاه دور شود آب چاه به اندازهء سه ذراع بيرون بريزد . [ پ r 17 ] و اين چاه يكى از عجايب كرهء زمين است . 80 - همچنين از شگفتىهاى مصر كاخ استوار و برافراشته‌اى است كه در جنوب اين چاه و حدودا به مسافت پرتاب يك تير قرار دارد ، درازا و پهناى اين كاخ صد ذراع مىباشد و ارتفاع آن صد و بيست ذراع است و در بلندترين نقطهء آن پانصد كنگره وجود دارد . در طرف غرب اين كاخ از خارج آن پلّكانى با صد و پنجاه پلّه است . اين قصر در ندارد و هيچ كس نمىداند كه اين قصر از چه چيزى ساخته شده است . در آن اثرى از ستون و آجر و گچ و آهك و ديگر مصالح ساختمانى ديده نمىشود مگر سنگ‌هاى پهنى از مرمر سفيد كه در وسط ديوار و در طرف شمال قصر و روبه‌روى چاه ديده مىشود ، كه با خط سريانى بر روى آن نوشته شده : « ما ساختيم و استوار و محكم كرديم پس هر كسى كه امروز ادّعا كند كه مانند ما ، پادشاه است ، پس آن‌چه را كه ما ساختيم ويران كند ، با آن‌كه ويران كردن آسان‌تر از ساختن است پس اگر مردم كرهء زمين جمع شوند تا چيزى از آن را خراب كنند نمىتوانند » . زياد « 2 » هنگامى كه والى مصر بود ، اراده كرد به قصر برود و آن را نابود كند ، در اين باره با معاويه كه در آن روزگار در دمشق خليفه بود ، مشورت كرد و معاويه او را از اين كار بازداشت و به او گفت : « تو بر اين كار توانايى ندارى » . از ديگر شگفتىهاى اين كاخ اين‌كه اگر كسى از پلكان آن بالا رود تا به آخرين پله برسد و مشرف بر قصر گردد و به داخل آن نگاه كند ، ناگهان فرياد مىكشد و به داخل كاخ پرتاب مىشود و جسد او هرگز پيدا نمىشود گروه‌هايى بودند كه خواستند از اين كاخ بالا روند و يكى از آن‌ها پيش رفت و

--> ( 1 ) . حج / 45 . ( 2 ) . زياد بن ابيه .